زیارت جامعه ~ ۴۱
چهلویکمین جلسه زیارت جامعه کبیره در قطب گردشگری درازآداک برگزار شد. سالن اجتماعات خوابگاه دانشگاه استونیبروک شرقیترین محلی است که تا کنون میزبان جلسات ما بوده است. دست بر قضا، جلسه گذشته در مناطق غربی ایالت نیوجرسی منعقد شده بود که به استثنای یک بار میزبانی دوستان پنسیلوانیایی در [دانشگاه لیهای] در تابستان سال ۲۰۱۵، غربیترین میزبانی این جلسات نیز بوده است.
فاصله این دو منطقه بالغ بر ۱۸۰ کیلومتر است و بدون احتساب ترافیک وحشتناک کلانشهر نیویورک دستکم ۲ ساعت رانندگی میطلبد. اغلب شرکتکنندگان بیش از یک ساعت و نیم در راه بودند تا به محل برگزاری جلسه برسند. با این حال، تعداد حضار —دستکم ۳۵ نفر بزرگسال— در میان بالاترین استقبال از این گردهماییهای ماهانه است، به ویژه که در ایام تابستان برخی از عزیزان همیشهدرصحنه به علت گذراندن تعطیلات از شرکت در جلسه معذور بودند.
میزبانان برای برگزاری مراسم سنگ تمام گذاشتند و برنامه تفریحی مفصلی را در حاشیه1 جلسه زیارت جامعه تدارک دیده بودند که خیل کثیری از علاقهمندان را از شب قبل به روستای پورتجفرسون کشانده بود. هزینه اقامت در هتلها و مسافرخانهها باورنکردنی بود و میزبانان بدون هیچ چشمداشت بیش از دو برابر تعداد خویش را در منازلشان جای دادند و خوراک خود را با مهمانان پرتعداد قسمت کردند. این مناعت طبع و بزرگواری آدمی را به یاد پذیرش مهاجرین توسط انصار ساکن مدینه میانداخت.
اما خود جلسه نیز با حاشیهها و —حتی شاید بتوان گفت— تنشهایی همراه شد. یک نکته مثبت این بود که وجود بلندگو باعث شد سر و صدای اطفال مزاحمتی برای شنیدن زیارت و شرکت در بحث ایجاد ننماید.
قسمت اصلی بحث به چند فراز از رسالةالحقوق امام سجاد (ع) اختصاص داشت. حقوق مربوط به روزه و صدقه و قربانی (یا حج) تقریباً بدون دردسر و به شکل اجمالی بررسی شدند. حدیثی مطرح شد که خداوند امت اسلام را به ۱۲ ویژگی برجسته ساخته که از آن جمله روزه گرفتن است. توضیح دادند که در میان امتهای پیشین روزه به شکلی که در میان مسلمانان رایج است —خصوصاً یک ماه متوالیاش— فقط برای انبیا واجب شده بوده است و لذا عموم مسلمانان به نوعی پا در کفش چنین بندگان وارستهای گذاردهاند و باید قدر خود را بشناسند و حرمت خویش را نگاه دارند.
پس از پایان یافتن حقوق عبادات به سه جفت حق اجتماعی رسیدیم: حقوق متقابل حاکم و رعیت، حقوق متقابل استاد و شاگرد، و حقوق متقابل بردهدار و برده. ظاهراً هدف این بود که در عمق این حقوق وارد نشویم تا بحث طولانی و جنجالی نشود. از یک سو، موضوع بردهداری که واقعاً به آن شکل در این زمانه مبتلابه نیست و از سوی دیگر، مسئله حکومت حساسیتهای خاص خود را دارد و حتی میان علمای ظاهراً هممسلک موضوعی اختلافی تلقی میگردد. علیرغم اینکه اعلام شد قصد داریم به مرور اجمالی گفتههای حضرت سجاد (ع) بسنده نماییم، اعتراضات و مخالفتهایی با کلام معصوم ایراد شد که مجال پاسخگویی و حلّ وفصلش وجود نداشت (هم به لحاظ زمانی و هم به جهت آمادگی پیش از جلسه).2
بعضی جلسات یک بخش بحث آزاد هدایتشده داریم که مشارکت جمعی را افزایش دهیم. ماه گذشته که نشستمان مصادف با آخرین روزهای ماه شعبان بود اندکی راجع به ماه مبارک رمضان تبادل نظر نموده از برنامههایمان برای بهره بردن از برکات ماه صیام و قیام گفتیم. عمده تمرکز روی قرائت قرآن3 و پرهیز از گناهان بود.
این بار نیز تلاش کردیم به نوعی به تأمل در آنچه گذشت بپردازیم، بلکه تازه بودن خاطرات و حسرتها چراغ راهی برای آیندهمان باشد. بحث را حول دو محور پی گرفتیم:
- چه اتفاق زیبا و دلپذیری در این ماه افتاد که به خاطرش اینک حسرت پایان یافتن ماه را میخورید؟
- اگر ماه رمضان همین امروز دوباره آغاز میشد، چه کاری را متفاوت انجام میدادید؟
یکی از دوستان توضیح دادند که در ماه رمضان فرصت یافتهاند با پیروان آیینهای دیگر (از مسیحی و کلیمی گرفته تا بودایی) ارتباط برقرار نمایند و حتی با آنان همسفره گشته و از تجربیات دینی خود بگویند. در واقع، روزه آیینی است که در بسیاری از مرامها و مسلکها وجود دارد و میتواند —علیرغم جزئیات متفاوت— به عنوان فصل مشترک اعمال عبادی و روحانی مورد بررسی قرار گیرد.
بیان شد که نفس مطالعه بیشتر و فشردهتر4 قرآن باعث کشف نکاتی از متن میگردد که در شرایط عادی برایمان مغفول میماند. در اغلب ایام سال، منتظر سخنرانی عالمی در مرکز اسلامی یا مسجد محل (یا حتی در فلان سایت اینترنتی) هستیم تا حقایقی از معجزه پیامبر گرامی اسلام (ص) برایمان بازگو شود. لیکن در ماه رمضان این امکان برایمان فراهم میشود که خود، این کتاب شریف را ورق بزنیم و نکاتی بدیع از آن استخراج نماییم.
یکی از حضار از پرسشهای بیشماری که در ماه رمضان برایش پیش آمده بود نالید. اما به همین موضوع، میتوان از زاویهای دیگر نگریست. قاعدتاً ماه مبارک و بریدن از بعضی تعلقات دنیوی فرصت اندیشیدن بیشتر را برای ما فراهم میآورَد و اجازه میدهد در مسائل مختلف اعتقادی و فقهی کنکاش نماییم.
شب قدر به عنوان یکی از حسرتهای پایان ماه رمضان مطرح گشت. در همین راستا، انس با دعاهای مأثور موهبتی است که دوری از آن، بندگان را میرنجاند. ای کاش توفیق داشته باشیم در باقی ایام سال نیز گاه و بیگاه سری به این مناجاتهای زیبا بزنیم.
یکی از عزیزان مطلبی را به عنوان درد دل بیان نمود. بیشک تشنگی، گرسنگی و بدخوابی از بهرهوری کاری روزهداران —به ویژه به خاطر روزهای بلند و گرم ماه مبارک— میکاهد. این موضوع در جامعهای غیراسلامی میتواند مسلمانان را غیرکاری جلوه دهد و نگاههای نامناسبی را ایجاد نماید. به علاوه، خود فرد ممکن است در حلال بودن درآمدش شک کند. این دوست عزیز حتی تلاش کرده بود تا ناخشنودی خویش را از این شرایط به استاد خود انتقال دهد.
چند راهکار برای حلّ نسبی این مشکل پیشنهاد شد.
- برخی از کارمندان مسلمانان در شرکت ما پیش از آغاز ماه مبارک، طیّ نامهای شرایط ماه رمضان را برای همکاران خود توضیح میدهند. نامههایی که من دیدهام معمولاً تهمایهٔ طنز دارند تا از زمختی طرح مباحث دینی در محیط کاری سکولار بکاهد.
- کارمندان شرکت معمولاً ساعت کاری خود را تغییر میدهند تا فرضاً از ۵ صبح تا ۲ بعدازظهر در محلّ کار حضور پیدا کنند و بقیه روز را به استراحت بگذرانند. ارسال نامه توضیحی پیش از آغاز ماه رمضان میتواند اکثر جلسات و دیدارها را مدیریت کرده و زمانبندی را با شرایط روزهداری وفق دهد.
- یک پیشنهاد دیگر این است که فرد بکوشد در ماه شعبان بیش از حد انتظار کار انجام دهد تا در ماه رمضان فرصت استراحت داشته باشد. البته بهتر است این عمل با نامه توجیهی همراه شود تا دیگران نیز از موضوع مطلع باشند.
- بنده چند سالی است تلاش میکنم شبهای ماه رمضان را بیدار بمانم و ۲–۳ ساعتی کار مفید انجام دهم (و همکارانم را نیز در جریان میگذارم) تا زمان کاریام را —بدون عذاب وجدان— در طول روز کاهش دهم. این انتخاب همچنین امکان خوردن و آشامیدن آهسته و پیوسته را در طول شب برای انسان فراهم مینماید.
به علاوه، در مورد هدف اصلی روزهداری ماه رمضان صحبت کردیم. برداشت بنده این است که این ماه فرصت تمرین بندگی است. مثلاً دوران آموزش دوچرخهسواری یا رانندگی را در نظر بگیرید. در این دوران، از چرخ کمکی یا مربی رانندگی (و خودروی مخصوص) بهره میگیریم. در ماه رمضان، مشوقهایی قرار داده شده است. ثواب قرائت قرآن چند برابر است. ادعیه مخصوصی وارد شده است و …
از سویی گفته میشود که دست و پای شیاطین در این ماه بسته است. مبطلات روزه چند قِسماند: برخی در کل حراماند و بعضی دیگر مباحاند. در طول ماه رمضان از برخی امور دیگر ماننده غیبت نیز —که ظاهراً باطلکننده روزه نیست— چشم میپوشیم. در کل تلاش میکنیم (مانند چرخهای کمکی دوچرخه) خود را روی ریل بیندازیم و تمرین فرمانبرداری میکنیم. دستآخر در روز عید گواهینامهای به ما اعطا میشود که دیگر بدون نیاز به امر و نهیهای مداوم، خودمان در مسیر صحیح بندگی حرکت مینماییم. با این گواهینامه بناست حداقل ۱۲ ماه بندگی کنیم. اما اعتبار گواهینامه برخی یک ماه است؛ برای بعضی دیگر چند روز یا چند ساعت؛ هستند بیچارههایی که گواهینامهشان کلاً قلابی است!
-
البته حاشیه تا حد زیادی بر متن غلبه داشت! ↩
-
اگر فرصتی باشد و عدهای همت کرده آستین بالا بزنند، میتوان هر یک از این دو موضوع را به شکل مبسوطتر به بحث گذاشت و از جوانب گوناگون بررسید. در این میان، احتمالاً موضوع تعامل اسلام با بردهداری را آسانتر میتوان جمع کرد، لیکن به همان انداره در زمانه فعلی کمارزشتر به نظر میرسد. ↩
-
علاوه بر کثرت تلاوت قرآن، قرائت بر اساس ترتیب نزول و یا گوش سپردن به قرائتهای مختلف قرآن نیز پیشنهاد شد. شخصاً معتقدم قرآن در زمانه فعلی بناست به ترتیب مصحف موجود خوانده شود (مگر آن زمان که به دنبال کار موضوعی هستیم) و ترتیب نزول صرفاً از باب توان پذیرش مردم آن دوران میباشد. این بحثی طولانی است، اما در کل، فکر میکنم خواندن قرآن به ترتیب نزول تنها به خاطر تازگی و حسّ روشنفکریاش مورد اقبال قرار میگیرد —اگر بگیرد! بررسی قرائتهای چهاردهگانه جالب است و شنیدن یکی دو قرائت دیگر برای همه لازم است تا حسّ درستتری نسبت به تاریخچه کتاب آسمانی خویش پیدا کنند. اما ورای آن، گوش دادن مداوم به قرائتهای متفاوت موجب سردرگمی ما مبتدیان است و جلوی مأنوس شدن و حفظ کردن آیات را میگیرد. ↩
-
از ظریفی سالخورده پرسیده بودند که با چه سرعتی قرآن میخوانی (نقل به مضمون). پاسخ داده بود با سه سرعت مختلف: اولاً سریع قرآن میخوانم، به طوری که هر ۲–۳ روز یک بار ختم انجام میدهم. ثانیاً با تأمل قرآن میخوانم، به شکلی که در طول ماه یک دور کلّ قرآن را از نظر میگذرانم. و دستآخر با دقت و تأمل زیاد در بحر قرآن میروم… تا بدین لحظه نتوانستم یک بار کلّ قرآن را به این شیوه اخیر بخوانم. ↩