در طول تاریخ مفسران از زاوایای متعدد به تفسیر کلام الهی پرداخته‌اند. دست‌کم ۹۶ تفسیر شیعی از سده سوم هجری به این سو به جا مانده است. برخی بر جنبه‌های ادبی، عرفانی، اجتماعی، تربیتی، کلامی یا تحلیلی انگشت گذاشته‌اند؛ و بعضی معنا و تأویل آیات را از طریق روایات دریافته‌اند. برخی به صورت ترتیبی آیات مصحف را بررسیده‌اند و دیگران به صورت موضوعی آیات را مورد مداقه قرار داده‌اند. حتی بعضی تفاسیر تنها بر آیات دشوار تمرکز کرده‌اند.

در مجموع، نگاه تفسیری رایج متمرکز بر آیات یا حداکثر دسته آیات است. این نوع تفسیر با بررسی الفاظ آیه و شاید روایات ذیل آن و احیاناً شباهت و هماهنگی با آیات مجاور و مشابه در قرآن کریم، تلاش می‌کند معنا و مفهوم آیه را استخراج نماید.

نگاه دیگر قدری کلی‌نگرانه است و به مجموع آیات یک سوره به مثابه واحدی منسجم می‌نگرد. در این دیدگاه هدف دریافتن غرض اصلی سوره‌ها می‌باشد. اگر این مهم با موفقیت انجام پذیرد، قدم بعدی بررسی و فهم آیات سوره در جهت غرض کلی سوره می‌باشد. لذا ممکن است عین یک آیه یا عبارت در دو سوره مختلف، دو مفهوم متفاوت اراده نماید. به گفته آقای قاسمیان،

پیام اصلی سوره همچون نخ تسبیح است و آیات مانند دانه‌های آن؛ تا وقتی که نخ تسبیح را نیافته‌ایم، با مجموعه‌ای از آیات پراکنده مواجه‌ایم.

برخی از افرادی که از این منظر به بررسی سوره‌های قرآن دست زده‌اند، حتی پا را یک قدم فراتر گذاشته و به ارتباط سوره‌های متوالی در مصحف نیز نیم‌نگاهی داشته‌اند.

به هر جهت، تفاسیر اینچنینی معدودند و شاید بتوان گفت تنها در دوران معاصر این دیدگاه مقبولیتی نسبی یافته است.

  1. «مقاصد السور فی القرآن الکریم» نوشته آیت‌الله سیدمحمدتقی مدرسی در یک جلد تمامی سوره‌های قرآن را بررسی کرده است.
  2. «خصائص السور» در ۱۲ جلد بخشی از دائرةالمعارف قرآنی است که توسط دارالتقریب مذاهب اسلامی تهیه شده است. این مجموعه تلاش می‌کند اهداف و غرض سوره را مشخص کرده و آیات سوره را فصل‌بندی نماید.
  3. «فی ظلال القرآن» توسط سید قطب متفکر مصری نگارش یافته است. این مفسر اهل‌سنت نیم‌نگاهی به جنبه‌های ادبی آیات نیز دارد و معمولاً مقدمه‌ای طولانی در شرح معنای سوره و فصل‌بندی آیاتش ارائه می‌دهد. (کتاب «تصویرسازی هنری در قرآن» که کمابیش توسط آقای فولادوند ترجمه شده است، حاوی نکات جالبی است.)
  4. «تدبر قرآن» مجموعه‌ای نه‌جلدی است که توسط امین‌احسن اصلاحی مفسر اهل‌سنت به زبان اردو نوشته شده است. وی اصرار ویژه‌ای بر ارائه معنای کلی سوره و فصل‌بندی آیات آن دارد و تلاش می‌کند ارتباط اجزای سوره را با یکدیگر و سوره‌های قبل و بعد آشکار سازد.
  5. «نظم قرآن» نوشته دکتر عبدالعی بازرگان منبعی ارزنده در این راستاست. او با تأسی از روش پدر خویش به تفسیری تحلیلی از قرآن پرداخته است و مشخصاً از همنشینی واژگان و بسامدشان در سوره‌های مختلف برداشت‌های قابل تأملی به دست می‌دهد. او بر این باور است که واژگان یا اصطلاحات پرکاربرد در سوره نمایانگر حال و هوای سوره می‌باشد.
  6. سخنرانی‌های تفسیری آقای غلامرضا قاسمیان هر چند معمولاً طولانی است و آکنده از مسائل روز است، بعضاً حاوی نکات زیبایی از انسجام آیات سوره می‌باشد. برای نمونه، ۹۸ جلسه سخنرانی پیرامون سوره مائده ایشان را (علی‌رغم اطناب بیش از حد) مفید یافتم.
  7. سخنرانی‌های قرآنی دکتر روزبه توسرکانی از دیدگاهی متفاوت بیان می‌شوند و معمولاً مطالب سودمندی در آن‌ها وجود دارد. ایشان که دارای مدرک کارشناسی مهندسی برق و دکترای علوم ریاضی از دانشگاه صنعتی شریف است. لیکن مطالعات بسیارش در باره قرآن، ادبیات، روانشناسی و … باعث شده است حرف‌های تازه‌ای در مورد دین و قرآن بزند. جای تأسف دارد که مشابه سخنان وی در مورد جنبه‌های ادبی و روایی سوره مبارکه یوسف را در کلام دیگری نیافته‌ام. افزون بر این، وی تلاش کرده است تا بعضی سوره‌های طولانی را در یک یا دو جلسه خلاصه نماید که گاه نگاهی ارزشمند را به مخاطب نشان می‌دهد.

در اینجا انتقادی منطقی مطرح می‌شود: مگر آیات قرآن به شکل سوره‌های فعلی نازل شده‌اند که ما نیز با همین ترتیب امروزی آن‌ها را بررسی کنیم؟ اصلاً شأن نزول برای رفع همین مشکل وجود دارد. بعضی آیات به وضوح با بافتار و آیات دور و برشان نمی‌خوانند. کلاً قرآن در عصر خلفا جمع‌آوری شده است و چه بسا آنان در حذف و افزودن آیات یا جابجایی‌شان کوشیده باشند یا از دید مثبت‌تر شاید در فرآیند جمع‌آوری دچار اشتباه شده باشند.

این موضوع ظاهراً اختلافی است و طیف گسترده‌ای از نظرات را شامل می‌شود. برخی معتقدند که حتی ترتیب آیات در سوره نیز دچار جابجایی شده‌اند و بعضی آیات عمداً در بافتی نامرتبط قرار گرفته‌اند تا از معنای اصلی خویش فاصله بگیرند.1

از سوی دیگر، اغلب علما و قرآن‌پژوهان شیعه معتقدند که ترتیب آیات در سوره‌ها توقیفی است (یعنی بر اساس وحی الهی و دستور پیامبر). برخی نیز بر این باورند که حتی ترتیب سوره‌ها نیز بر اساس نظر پیامبر است و اجتهادی نیست. البته این نظر در میان اهل‌سنت رایج‌تر است. شیعیانی که اعتقاد به صحت و مبرا از اشکال بودن مصحف فعلی دارند، اغلب می‌گویند که جمع‌آوری قرآن در زمان پیامبر انجام پذیرفته و روایات نافی این موضوع جعلی است.

پس در سه سطح می‌توان راجع به عدم تحریف قرآن سخن گفت:

  1. قرائات مختلف که بعضاً واژه‌هایی متفاوت یا دست‌کم اعرابی دیگر در بعضی کلمات دارند. البته اکثر تفاوت‌ها به صورت اختلاف لهجه است و حتی مواردی که واژه‌ها تفاوت جزئی دارد، اغلب تغییری در معنا و مفهوم ایجاد نمی‌کند.
  2. ترتیب آیات سور که توقیفی بودنش نظر رایج در میان علمای شیعه است.
  3. اجتهادی بودن ترتیب سوره‌ها در مصحف نظر غالب در میان شیعیان است، اما بعضی نظیر آقای خوئی حتی ترتیب سوره‌ها را توقیفی می‌شمارد.

بحث حول این موضوع طولانی است. (مقاله ویکی‌شیعه، کتاب مصونیت قرآن از تحریف سیدکمال حیدری، تفسیر البیان آقای خوئی و این دو مقاله راجع به جمع‌آوری قرآن و ترتیب آیات و سور منابع خوبی برای مطالعه بیشترند.) اما در این‌جا دو نکته حول ترتیب آیات و انسجام سوره‌ها به طور خلاصه بیان می‌گردد:

  • آیات تحدی: قرآن کریم شش مرتبه منکران را دعوت به آوردن مشابهی برای قرآن می‌نماید. این چالش در سه مرحله انجام می‌گیرد: آوردن کتاب یا حدیثی مانند قرآن، آوردن ده سوره، و آوردن یک سوره.
  • روایات فقهی: خواندن یک سوره کامل پس از حمد در نماز الزامی است. اگر در سوره‌ها خللی وجود داشته باشد، جا داشت ائمه بعضی سوره‌ها را مستثنا کنند (کما این‌که دو جفت سوره2 را این روایات یک واحد معرفی نموده‌اند).

می‌توان نتیجه گرفت که سوره مفهومی مستقل و کامل دارد. در واقع، می‌توان هر سوره را به عنوان یک واحد در نظر گرفت و بررسی کرد.

به علاوه می‌توان به سوره‌ها نگاهی ادبی یا روایی داشت. یک کتابچه مستقل باید آغاز و انجامی منطقی داشته باشد و مطالب مندرج در آن با مفهوم اصلی بخواند. قرآن کتاب داستان نیست. لذا هر گاه حکایتی نقل می‌شود باید در راستای هدف و غایت سوره باشد. به همین خاطر است که یک قصه واحد —مثلاً ماجرای دیدار موسی (ع) و فرعون— در سوره‌های مختلف به اشکال مختلف نقل می‌گردد و حتی برخی الفاظ نقل قول‌هایش متفاوت است.

جالب است بدانید که قرآن از فنون روایی به خوبی در جهت انتقال معنا بهره می‌گیرد. بعضی از این تکنیک‌ها تنها در دو قرن اخیر تدوین شده‌اند و مورد استفاده برجسته‌ترین نویسندگان قرار گرفته است. این خود می‌تواند دلیلی بر اعجاز قرآن باشد که تقریباً مورد غفلت قرآن‌پژوهان بوده است.

چرا از ائمه اهل‌بیت در این معنا روایاتی نداریم؟ علت اصلی آماده نبودن مردم و گفتمان آن دوران برای چنین بحث‌ها و نکاتی است. هر چند با کمی تلاش شاید بتوانیم روایات فضیلت سوره‌ها (یا برخی نکات راجع به سوره‌ها) و احکام فقهی سوره‌محور را اشاره‌ای تلویحی به این مفهوم شمرد.

آن‌چه مسلّم است این است که نباید یک روش تفسیر را رها نمود و به دیگری روی آورد: هم بررسی دقیق و عمقی تک‌تک آیات و روایات جری و تأویل ذیل آن‌ها مفید و راهگشاست، هم تطبیق آیات در زندگی روزمره خویش و هم بررسی سوره‌ها به عنوان واحدی یک‌پارچه.

متأسفانه تفسیر به رأی در جوامع اسلامی تبدیل به مانعی برای تعمق و تفکر در قرآن شده است. روایات بسیار سنگینی داریم که ما را از تفسیر به رأی برحذر داشته‌اند. به همین خاطر، ارتباط اغلب ما با قرآن به خواندنِ صرف آن محدود شده است یا حداکثر شنیدن سخنان علمای دین. این همه دستور تفکر و تدبر در قرآن را مختصّ علما می‌دانیم و خود را از آن مستثنا کرده‌ایم. اما امام خمینی در آداب نماز می‌گویند که تفسیر به رأی عموماً مربوط به آیات فقهی است. به عبارتی، در غیر این‌ها بایستی بیشتر اندیشید، هر چند نباید نگاه جزمی داشت. یعنی نباید بگوییم که معنای این آیه فلان چیز است و مفسران همه اشتباه می‌گویند و …

  1. البته از این هم تندتر آن نظری است که می‌گوید نام ائمه در قرآن بوده است و حذف شده است؛ یا آن اقوالی که مثلاً از خلیفه دوم باقی مانده است که سوره احزاب هم‌اندازه سوره بقره یا طولانی‌تر بود و شامل آیه رجم می‌شد؛ یا مثلاً روایات موجود در بحارالانوار که قرآن دارای هفده هزار آیه بوده است. 

  2. بنا به نظر اکثر فقها جفت سوره‌های فیل و قریش یا ضحی و انشراح را بایستی هنگام قرائت سوره پس از حمد در نماز در حکم یک سوره در نظر گرفت.