جلساتی نو
یک سال است که در پی تشکیل سری جدیدی از جلسات قرآن هستم. انگیزههای متفاوتی در این ماجرا دخیل بوده است که بیان و شرحش در این مقال نمیگنجد. بافت شرکتکنندگان در این سالها تغییراتی داشته است که ادامه بهینه جلسات را نیازمند برنامهریزی مجدد و درانداختن طرحی نو نموده است. فاصله ما تا دانشگاه نیویورک و ترافیک جمعه شبها هم مزید بر علت شد و از حضور ما در جلسه کاست. این مسئله مختصّ ما نیست و شامل حال دیگر ساکنان نیوجرسی (و حتی دیگر نواحی خارج از منهتن) نیز میشود.
مطلب را با دوستان در میان گذاشتیم تا امکانسنجی اولیه را انجام دهیم. سپس با چند مرکز فرهنگی یا اسلامی این منطقه صحبت کردیم تا شرایط استفاده از فضایشان را بشناسیم. در کل، از زمان جدی شدن بحثها تا زمان آغاز جلسات جدید حدود شش ماه طول کشید.
هر آغاز را میتوان به مثابه فرصتی برای پیشرفت و بهینهسازی نگاه کرد. این شروع دوباره را بهانه کردیم تا خطّ سیر نویی1 را در جلسات پی بگیریم. قرار گذاشتیم تا کار را از جمع کوچکی بیاغازیم و تنها پس از ثبات کیفیت و رضایت از روند کار، اقدام به رشد کمّی جلسه کنیم. در همین راستا، پس از رایزنی با هسته مرکزی، زمان را از جمعه شب به شنبه صبحها (و یک هفته در میان) تغییر دادیم تا شرکت در جلسات آسانتر گردد. محیط جلسات این بار (بر خلاف دانشگاه) رنگ و بوی مذهبی2 دارد؛ این موضوع را به فال نیک میگیریم. حتی فضایی را برای کودکان در اختیارمان میگذارد تا بتوانیم برنامهای ویژه برایشان ترتیب دهیم. در ضمن، نحوه کار و موضع تأکید و شیوه و مرام تفسیریمان را به طور خلاصه مکتوب نمودیم تا سوء تفاهمی پیش نیاید.
از سویی، این پایگاه را برای جمعآوری یادداشتها و خلاصه جلسات علَم کردم. امیدوارم بتوانم نکات و پرسشهایی را پیش از جلسه اینجا قرار دهم و همچنین در پایان هر جلسه خلاصهای از بحثها و احیاناً سؤالاتی که مطرح شد را اینجا یادداشت نمایم. هدفم این است که از خود جدیتی نشان دهیم تا در قبالش —یا به بهانهاش— نعمت رشد در اختیارمان بگذارند.
-
از یک منظر، میتوان این اقدام را بازگشت به اصول و شیوه اولیه تلقی کرد و ادعا کرد که آن راه و رسم در طیّ زمان دستخوش تغییر و تحول شده بود. ↩
-
مسئولان مرکز سنگ تمام گذاشتند و نهایت همکاری را با ما داشتند. امیدوارم بتوانیم قدری از لطفشان را جبران کنیم. دستکم برایشان دعا میکنیم تا خود و فرزندانشان عاقبتبهخیر شوند. ↩