جلسه ~ اعراف ۳
پرسشهایی که بد نیست در موردشان بیشتر تحقیق کنیم:
- عدو مبین بودن شیطان یعنی چه؟ شیطان که دیدنی نبود.
- زینت و کل مسجد اینجا به چه معناست؟ اقامه وجه در هر مسجد یعنی چه؟
- در آیهٔ ۳۱، ارتباط خوردنی با زینت و مسجد چیست؟ اصلاً قسمت دوم آیه چه ارتباطی با بقیه آیه دارد؟
آیه ۲۶
ریش به معنای زینت است (محاسن شبیه!). گویی خداوند هم لباس ضروری را برایمان فرستاده است و هم لباسهای اضافی.
لباس تقوا یا یعنی تقوا (استعاره تشبیهی) یا لباسی که نقش محافظت دارد (مثل زره جنگی).
این لباس تقوا اشاره لطیفی به داستان خلقت دارد. آنجا نوعی بیتقوایی صورت گرفت که اثر برزخیاش آشکار شدن بدیها یا زشتیها (یا عورت) بود.
ذلک دوم راجع به چیست؟ چه چیزی از آیات خدااست؟ یا منظور کل این آیه است یا همین لباس تقوا، یا پاسخ دیگری که جلسه داده شد: نفس شباهت تقوا به کارکرد فیزیکی لباس و حکایت آفرینش برای ما نشانه است.
پایان آیه التفات از جمع مخاطب به مفرد (یعنی پیامبر اکرم) دارد که نشاندهنده پیچیدهتر بودن درک معنای لباس تقوا برای انسانها دارد.
بخش اول آیه راجع به لباس فیزیکی و دنیوی است. اما قسمت دوم راجع به لباسی معنوی است که لفظ اشعار به دشوار بودن فهم این قسمت دوم دارد. مشابه این قضیه را در آیه پیشین هم داشتیم: دو فعل نخست بر صیغه معلوم بود، زیرا مردم آن دو فعل را میبینند، اما فعل سوم —در بیشتر قرائات— به شکل مجهول آمده است که اشارهای به ناپیدا بودن آن امر برای عموم انسانها دارد.
آیه ۲۷
شیطان میخواهد لباس (تقوای) ما را از تنمان بیرون کند. تصویری که از لفظ ینزع ایجاد میشود خیلی خشنتر و فعالانهتر از آیه ۲۰ است.
خدا شیاطین را ولی غیرمؤمنان قرار داده است. این بیان شبیه آیات اولیه سوره و در قالب یک هشدار است.
یک نگاه دیگر به سوءات وجود دارد. شاید بتوان گفت در وجود انسان پتانسیل بدی نیز یافت میشود (همان جنبه حیوانی انسان) و تقوا مانع از بروز آن است.
آیه ۲۸
شأن نزولی برای این آیات ذکر شده است: بعضی از قبایل مشرک در عصر جاهلیت طواف خانه خدا را برهنه انجام میدادند و استدلالشان این بوده است که نباید در لباسی که معصیت خدا انجام گرفته، طواف خانهاش را به جا آورد.
دو بهانه میآورند:
- این کارها را از پدرمان آموختهایم.
- خداوند چنین فرمانی به ما داده است.
در سوره مبارکه انعام مشابه بهانه دوم را به این شکل داشتیم که میگفتند خداوند ما را به این کار واداشته است. گویی از جبریگری سخن میگفتند و آنجا نیز مانند این آیه پاسخ داده شد بود که چرت و پرت نگویید!
(انگار میگفت شما فرق «دستورات» تکوینی و تشریعی را متوجه نمیشوید.)
این بار میگوید که چرت و پرت نگویید، چون خدا چنین دستور ناشایستی به انسانها نمیدهد و نداده است.
اما اصلاً به اشکال اول به طور مستقیم پاسخ نمیدهد.
- شاید بتوان گفت که چه ربطی دارد؟ مگر باید هر اشتباهی که پدرانتان مرتکب میشدند، شما نیز مرتکب شوید؟
- شاید واقعاً این امر زشت را از پدرانشان آموخته باشند و آنها هم ادعا میکردند که از خداوند دستور گرفتهاند. لذا همین پاسخ دادهشده جواب آن بهانه نیز میباشد.
آیه ۲۹
از لفظ آیات برمیآید که فحشاء در مقابل قسط به کار رفته است. قسط یعنی سهم و درستی و مساوی بودن و انصاف و عدل؟
اقامه وجه یعنی چه؟ صاف کردن صورت، جهتدهی درست. نگفته است به چه سمتی.
یک قول این بود که یعنی هنگام عبادت خالص باشید و به موضوعات دیگر هیچ توجهی نکنید.
مسجد هم محل عبادت است و هم میتواند مصدر میمی باشد، مجازاً به معنای عبادت. اکثر مترجمان و مفسران این معنای دوم را در نظر گرفته بودند.
مخلصین له الدین یعنی در حالی که دین را برای او خالص گردانیدهاید. جالب است که به مُخلِص و مُخلَص ربط دارد که در گفتگوی خدا و شیطان در سورههای دیگر آمده است.
اینجا فعل تعودون مجهول نیست. (مقایسه با آیه ۲۵) چرا؟
در معنای عبارت «کما بدأکم تعودون» و ارتباطش با قبل و بعد اختلاف وجود دارد.
بعضی گفتهاند منظور قدرت خدا در آفرینش اولیه و سپس اقامه قیامت است. اشکالی که به این قول وارد میشود، این است که جا داشت برای نشان دادن قدرت خدا فعل دوم را به خدا نسبت دهد: بازتان میگرداند، یا بازگردانده میشوید.
بعضی گفتهاند که به ادامه مرتبط است و منظور این است که همان طور که به دنیا آمدهاید (سعید یا شقی) به سوی خدا باز میگردید. این قول میتواند در دام جبریگری بیفتند.
قول دیگر که نظر بالا را اصلاح میکند، این است که خداوند انسانها به صورت کلی دو گروه سعید و شقی خلق کرده و در آخرت نیز همین گونه خواهد بود. (مثلاً در سوره مائده خدا همه بنیاسرائیل را مُلوک میخواند، در حالی که تعداد کمی از ایشان به پادشاهی رسیدهاند.)
بعضی نیز گفتهاند که هر کس هر طور در دنیا زندگی کند، همان طور به سوی خدا باز میگردد. این معنا نیازمند تأویل بدأکم است.
در کل، واژه کما در این عبارت را دو گونه معنا نمودهاند: در همان حالی که یا از همان طریقی که.
آیه ۳۰
اینجا جالب است که جنبه گمراهی را مستقیم به خدا وصل نکرده است. و همین طور اتخاذ ولایت شیطان را مربوط به خود افراد میشمارد.
یحسبون انهم مهتدون خیلی دردناک است (جهل مرکب) و مشابهش در سوره کهف آمده است.
آیه ۳۱
منظور از زینت چیست؟ (ریش، تقوا؟) ظاهری یا باطنی؟ حداقلش این است که معناهای مرتبط با لباس و ریش و تقوا را به ذهن متبادر میکند.
یک تفسیر دور از ذهنتر این بود که در هنگام عبادت بهترین فردتان را پیشوا قرار دهید که حتی در مورد رهبری جامعه نیز معنادار است.
تکرار عند کل مسجد عجیب است. اصطلاح غیرمعمولی است، و معنایی مجازی از آن برداشت شده، لذا تکرارش باید معنادار باشد.
قسمت اول و دوم آیه چه تناسبی دارد؟ یک معنا برای تُسرفوا بیان شد که در حرام کردن زینتها زیادهروی نکنید.
آقای قرائتی یک نکته جالبی راجع به خوردن در قرآن میگفت که اغلب موارد این فعل همراه دستوری دیگر قرار گرفته است. انگار در ازای خوراک به آدمی وظیفهای محول میشود.
آیه ۳۲
این که خدا زینتها را خارج کرده است، شبیه آیه ۲۶ است که خدا لباس را نازل کرده بود؛ که خود شبیه که نازل کردن حدید یا باران است.
منظور از زینتها و طیبات چیست؟
زینتِ خدا یعنی ؟ این نوع اضافهها به معنای مالکیت و تعلق نیست، هر چند خدا مالک حقیقی همه چیز است. زینت خدا یعنی زینتی که خدا خارج ساخته است. مثلاً «مالک یوم الدین» یعنی مالک (امور و اشیا) در روز جزا.
هیَ احتمالاً به طیبات، زینت الله یا هر دو اشاره دارد.
جمله میانی آیه قدری پیچیده است و اکثر مفسران آن را بد فهمیدهاند. یک نظر اشتباه رایج این است که زینتهای دنیا در واقع برای مؤمنان است، اما کفار نیز از آن بهره میبرند. ولی در روز قیامت این زینتها خالص برای مؤمنان است.
نظر درست این است: این زینتها یا طیبات در روز قیامت به طور خالص برای کسانی است که در دنیا ایمان آورده بودند.
آخر این آیه یادآور پایان آیه ۲۶ است. آیا این حرفها (و زینتها) توضیح آن آیه بود؟