آیه ۳۳

فواحش ظاهر و باطن دارد ، ولی اثم و بغی نه؟ اصلاً این ظاهر و باطن چیست؟ شاید اشاره به این مغلطه جاهلی دارد که انجام بعضی گناهان را تنها در ملأ عام ناپسند می‌شمردند.

  • فحشاء: گناهان با زشتی آشکار، مانند زنا
  • اثم: گناهان منجر به سقوط و انحطاط و زیان در دنیا، مانند می‌گساری
  • بغی: طلب آنچه حق فرد نیست، مثل ظلم بر مردم

«بغی بغیر حق» شبیه «شرک ما لم ینزل به سلطانا» است.

آیه ۳۴

اجل برای امت‌ها به چه معناست؟ آیا این امت‌ها به‌کل از بین می‌رفتند (به هر طریقی) و گروهی دیگر جایگزینشان می‌شدند یا این‌که تنها عقاید و رویه‌هایشان تغییر می‌یافت و لذا امتی دیگر می‌شدند؟ در تعریف امت باید دقت کرد. ممکن است بُعد زمانی و مکانی داشته باشد و یا خصیصه اعتقادی.

در پایان آیه داریم که نه اجلشان جلو می‌افتد و نه عقب. چطور ممکن است با فرارسیدن اجل، اجل کسی جلو بیفتد؟ این تعبیر بی‌معناست. باید گفت جمله آخر خارج از اذا است: هنگامی که اجلشان فرا رسد تأخیر نمی‌یابد و هیچ وقت هم اجلشان جلو نمی‌افتد.

آیه ۳۵

اِمّا مرکب از دو واژه اِن (به معنای اگر) و ما (زائده و بی‌معنا) می‌باشد. در کل یعنی اگر. ولی نون مشدد در فعل آن را حتمی می‌سازد، لذا بهتر است که اِمّا را به شکل «هر گاه» ترجمه کنیم.

همین طور تبع یا اتبع هدای.

آیا این وعده حتمی آمدن پیامبر برای هر امتی (که در آیات دیگر قرآن نیز صریح‌تر بیان شده است) مخالف خاتمیت پیامبر اسلام است؟ اگر خود را هنوز در امت اسلام بدانیم، مشکلی پیش نمی‌آید. اما برای مردمی که درون امت اسلام نیستند، چطور؟ چه پیام و پیامبری برای ایشان آمده است؟ آیا آن‌ها نیز جزو امتی که قبلاً پیامبر داشته‌اند به حساب می‌آیند؟

آیه ۳۶

استکبار از آیات یعنی چه؟ یکی از معانی باب استفعال، چیزی را با صفتی در نظر گرفتن است: استکثار یعنی زیاد شمردن. استکبار نیز یعنی1 بزرگ انگاشتنِ خود از چیز دیگری مانند آیات الهی.

آیه ۳۷

نصیب یعنی بهره و نعمت‌های عمدتاً دنیوی (روزی و حیات و مرگ و سعادت و شقاوت). منظور از کتابی احتمالاً لوح محفوظ است. به خاطر لفظ حتی به نظر می‌آید همان نعمت‌های دنیوی مد نظر است که با فرا رسیدن مرگ پایان می‌یابد.

این‌جا منظور از رسل فرشتگانِ مرگ است.

«شهدوا علی انفسهم» شبیه چند آیه اول سوره است و البته شاید مشابه آیه ۴۴ نیز باشد. انگار بهانه نیست. بیان واقعیت است.

  1. گاهی مفسران استکبار را به معنای مبالغه در تکبر می‌شمارند.