سی‌وسومین جلسه زیارت جامعه با محوریت زندگانی حضرت زین‌العابدین و سیدالساجدین علی‌بن‌الحسین (ع) برگزار شد. همه دوستان زحمت کشیده بودند و با مطالعه حول سیره این بزرگوار بر غنای بحث افزودند. هر چند هر کس برای انتخاب منابع اطلاعاتی خود آزاد بود، عموماً از دایرة‌المعارف ویکی‌شیعه، جلد پنجم از مجموعه کتاب‌های پیشوایان هدایت و کتاب انسان ۲۵۰ ساله بهره گرفته بودند.

پس از بیان نام و القاب و همچنین تاریخ و مکان ولادت و شهادت امام (ع) به نسب ایشان رسیدیم. حکایت مشهور راجع به مادرشان مطرح شد که از نسل آخرین پادشاه ساسانی می‌باشد.1

سپس به مروری سریع بر رویدادهای پیش از عاشورا که نقشی کلیدی در زندگی امام (ع) داشتند پرداختیم و در همین راستا خلاصه‌ای کوتاه از دودمان بنی‌امیه و رقابتشان با بنی‌هاشم ارائه شد. در این فصل به ماجرای سقیفه، شیوه حکومتداری سه خلیفه نخست و به ویژه راه‌یافتن بیش از حدّ امویان به دستگاه حکومتی در زمان خلیفه سوم اشاره شد. همچنین فتنه‌گری معاویه در سال‌های خلافت ظاهری امیرالمؤنین (ع) مطرح شد.

در ادامه بررسی زندگانی امام سجاد (ع)، شاید مهم‌ترین رویداد مابین واقعه عاشورا و بازگشت کاروان به مدینه افشاگری و روشنگری ایشان و عمه والامقامشان (ع) در کوفه و دمشق باشد. مطلبی که چشم دوستان را گرفته بود، ساده بودن سخنرانی‌های علی‌بن‌الحسین (ع) و تمرکز ایشان بر معرفی خویش و بیان نسبتشان با نبی اکرم (ص) بود؛ در حقیقت، حکومت جور اموی آن‌قدر در تبلیغات منفی خود موفق عمل کرده بود که قدم نخست در روشنگری، همین معرفیِ صرف حضرت برای مردم عامّی بوده است. مردم باید ابتدا قانع می‌شدند که کاروان حسینی خارجی نبوده و از نزدیک‌ترین افراد به رسول خدا (ص) بوده‌اند تا بعد از آن بتوان راجع به اسلام ناب و کجروی‌های حکومتی سخن گفت و اقدام به اصلاح فسادها کرد.

از پیامدهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت واقعه عاشورا این بود که پایه‌های حکومت اموی به شدت متزلزل گشت. قیام‌های متعددی نظیر جنبش توابین و قیام مختار شکل گرفت. از آن پس خلفای اموی دوران زمامداری کوتاهی داشتند و همین ناپایداری منجر به سرکوب بیشتر شیعیان و دیگر مخالفان شد. فساد آشکار دستگاه اموی و مخالفت‌های این سو و آن سو منجر به حرمت‌شکنی از شهرهای مدینه و مکه گشت: در سال‌های کوتاه زمامداری یزید واقعه حرّه و نیز حمله به مکه رخ داد.

امام سجاد (ع) در این شرایط از مقابله مستقیم با حکومت دوری جست تا با برنامه‌های بلندمدت و با صبری بی‌مثال نهال اسلام را که نزدیک بود با حادثه کربلا از میان برود دوباره جان بخشد و زمینه را برای دوران شکوفایی امام باقر (ع) و امام صادق (ع) فراهم سازد. همین بی‌طرفی ظاهری زین‌العابدین (ع) باعث شد در واقعه حرّه خانه وی به عنوان مأمن و پناهگاه مورد استفاده قرار گیرد.2

شرایط دشوار سیاسی و جوّ اختناق جلوی فعالیت علمی و سیاسی و اجتماعی علنی را گرفته بود. حضرت سجاد (ع) برده‌های فراوانی را می‌خرید، آنان را در دامان خویش آموزش و پرورش می‌داد و سپس آزادشان می‌کرد. بدین شکل، آموزه‌های اسلام حقیقی را به شاگردان متعددی منتقل نمودند و در سراسر بلاد اسلامی منتشر ساختند.

یکی از حضار گفت جایی خوانده یا شنیده است که دوران طولانی امامت حضرت سیدالساجدین (ع) را به ۱۳ سال آغازین نبوت حضرت محمد (ص) شبیه دانسته‌اند که اسلام در موضع ضعف قرار داشت و به صورت پنهانی و نیمه‌پنهانی به دعوت می‌پرداختند.3

در این‌جا به دو اشتباه رایج پرداخته شد.

  1. امام (ع) از مردم کناره‌گیری نکرده بودند که مشغول گریه و زاری باشند! ایشان از هر فرصتی برای ارتباط با مردم و نشر تعالیم حقه اسلام بهره می‌بردند. برای نمونه، حضرت سجاد (ع) بارها (شاید بیش از ۲۰ مرتبه) به حج مشرّف می‌شوند تا در آن‌جا فرصت گفتگو و تعامل با جامعه بزرگ مسلمان را داشته باشند.4
  2. ایشان تنها در یکی دو روز از محرم (آن هم به خاطر مصلحت) ناخوش بوده‌اند.5

از اصحاب نزدیک و برجسته امام به جابر بن عبدالله انصاری (صحابی پیامبر و از اصحاب پنج امام نخست)، ابوخالد کابلی، ابوحمزه ثمالی و سُلیم بن قیس هلالی به صورت خاص اشاره شد.

ادعیه بسیاری از امام (ع) نقل شده است. صحیفه سجادیه ۵۴ دعا را در خود جای داده است. این کتاب به خواهر قرآن و انجیل یا زبور آل‌محمد شهره است. مناجات خمسه‌عشر و دعای ابی‌حمزه ثمالی نیز دیگر ادعیه مشهور منسوب به ایشان می‌باشد. هر یک از این‌ها مشتمل بر مضامین عمیقی است که به نوعی شیوه صحیح سخن گفتن با معبود یکتا را به فرد مؤمن می‌آموزد. همچنین رسالة‌الحقوق مجموعه حقوقی کاملی است که روابط درست میان نهادها و افراد مختلف جامعه را تبیین می‌سازد. زیارت امین‌الله نیز از امام سجاد (ع) برایمان به یادگار مانده است.

طبیعتاً این دعاها شامل مفاهیم خداشناسی، نبوت و معاد می‌باشد. اما یکی از مطالبی که در ادعیه موجود در صحیفه سجادیه به چشم می‌خورد تأکید زیاد بر صلوات است. هر دعا شامل ۱۰–۲۰ بند است که اکثراً با ذکر صلوات از یکدیگر جدا شده‌اند. حضرت به صورت غیرمستقیم یا زیرپوستی مردم را به خاندان اهل‌بیت فرا می‌خوانند. به علاوه، این ادعیه با بیان کژی‌ها و انتقاد از ظلم (حتی بدون نام بردن از ظالم یا تعیین مصداق) حاکمان جور و ستمگران و غاصبان زمانه را به مردم معرفی می‌نماید.6

مهم‌ترین نکته‌ای که در جلسه راجع به آن صحبت کردیم، استراتژی امام (ع) با توجه به زمانه‌ای است که در آن می‌زیسته‌اند. همه توافق نظر داشتند که امام کنار نکشیدند و مدبرانه معارف حقه را نشر و شیعیان را رشد دادند. یک ترفند در این بین، گریه و عزای ایشان برای واقعه کربلا بود.7 این موضوع در جلب توجه بی‌خبرانْ به شدت و دردناکی آن رویدادها و سترگی انحراف حکومت نقش اساسی داشت. به علاوه، گریستن دل را نرم می‌کند. امام (ع) از قالبِ در ظاهر بی‌خطرِ دعا نیز به همین دلیل بهره می‌گرفتند. نه تنها دعا امکان ایجاد رقت در قلب را داراست، بلکه می‌توان برخی مطالب را در ادعیه به صورت کلی بیان نمود تا مردم خود به مصادیق آن پی ببرند. جنبه انتقادی دعاهای امام سجاد (ع) نسبت به سیاست‌های حکام زمانه‌شان کم نیست. جای‌جای ادعیه ایشان به حقانیت اهل‌بیت اشاره می‌نماید. تکرر ذکر صلوات در این دعاها خود یادآوری خط اصلی اسلام ناب است. در کنار دعاها، خرید، تعلیم و آزادسازی برده‌ها نیز یکی از ترفندهای راهبردی حضرت زین‌العابدین (ع) برای درگیر نشدن مستقیم با حکومت بوده است که باعث رشد تشیع در اقصا نقاط بلاد اسلامی گشت.

پیش از بحث‌های مربوط به زندگانی امام چهارم (ع)، آقا صادق لطف کردند و علاوه بر قرائت زیارت جامعه کبیره، با ذکر مصیبت بر برکت محفلمان افزودند.

  1. مشهور است که پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، دختران یزدگرد سوم (آخرین پادشاه ساسانی) به اسارت درآمدند و سپس به عقد امام حسین (ع)، محمد بن ابی‌بکر و امام حسن (ع) یا عبدالله بن عمر درآمدند. لذا عموماً عنوان می‌شود که شهربانو دختر یزدگرد سوم مادر امام سجاد (ع) است. این ماجرا با اختلافات جزئی توسط کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی نقل شده است، اما خصوصاً در دوران معاصر افرادی نظیر شهید مطهری و دکتر شهیدی این مسئله را زیر سؤال برده‌اند. در ضمن، گه‌گاه حدیثی نقل می‌شود که امام سجاد ابن‌الخیرتین بوده‌اند، یعنی در عرب از قریش و نسل پیامبر و در غیرعرب از نسل پادشاهان فارس! سؤالی که فرصت نشد در جلسه مطرح کنم تا نظر دیگران را بشنوم این است: اولاً مگر خویشاوندی با پادشاهان افتخار است؟ ثانیاً مگر هیچ نسبی (هر چند به فضلا و بزرگان برسد) در برابر خویشاوندی با پیامبر اهمیت دارد؟ 

  2. از جمله کسانی که به خانه امام پناه برد، در حالی‌که عبدالله بن عمر او را از خود رانده بود، مروان بن حکم بود. 

  3. برای شخص من این دوران شبیه تولد دوباره ققنوس از خاکستر ققنوس قبلی است. واقعاً یک معجزه باعث شد که امام سجاد (ع) از واقعه کربلا جان سالم به در ببرد و امامت در نسل حضرت سیدالشهدا (ص) برای ما باقی بماند. پس از آن، علی‌بن‌الحسین (ع) حقیقتاً از صفر آغازید تا مردم مُرده را برای آموزش‌های فرزند و نوه خود آماده سازند. 

  4. حکایت برخورد هشام بن عبدالملک با ایشان و قصیده معروف فرزدق در یکی از همین حج‌ها پیش آمده است. 

  5. متأسفانه نوع مراسم عزاداری ما باعث می‌شود که این امام عزیز برای مخاطبان به فردی (همیشه) بیمار تقلیل بیابد. مثلاً هر موقع قصد دعا برای مریضان را دارند به «مریض کربلا» متوسل می‌شوند که همین باور و کلیشه را در ذهن عوام جا می‌اندازد. 

  6. یکی از دوستان ما که حدود ۲۰ سال پیش به اسلام گرویده بود، ۳ سال پیش با شرکت در مجالس محرم به تشیع گرایش پیدا کرد. خود او روحیه لطیفی دارد و هر از گاهی شعرهایی به زبان انگلیسی می‌سراید. پس از اولین حضورش در مجالس عزا، سهمگینی فاجعه بسیار بر دوشش سنگینی می‌کرد و سپس با صحیفه سجادیه آشنا شد. خود او ادعا می‌کرد که امام سجاد (ع) آن چیزهایی که او قصد گفتنش را داشته بسیار زیبا بیان نموده‌اند. همین لطافت دعاهای صحیفه سجادیه و کاربردهای گوناگونشان در گرویدن این فرد به تشیع نقش مهمی داشت. 

  7. از ایشان و حضرت زهرا (س) با عنوان بَکّاء یعنی بسیار گریه‌کننده یاد می‌شود.